آیا خدا حجاب را واجب کرده است؟

۲۴ اسفند ۱۳۸۹
5 بازدید

خود صاحب کافی معتقد است که مقصود این است که هر چه زودتر آنها را در حصار ازدواج قرار دهید.  ولی یک عده روایات دیگر وجود دارد که ممکن است آنها را توصیه اخلاقی‏ به مردان نسبت به زنان شمرد که از خطرات تماس های مردان با زنان آگاه‏ باشند. صاحب وسائل این روایات را [...]

خود صاحب کافی معتقد است که مقصود این است که هر چه زودتر آنها را در حصار ازدواج قرار دهید. 

ولی یک عده روایات دیگر وجود دارد که ممکن است آنها را توصیه اخلاقی‏ به مردان نسبت به زنان شمرد که از خطرات تماس های مردان با زنان آگاه‏ باشند. صاحب وسائل این روایات را بر استحباب حمل کرده است. ما قسمت عمده آنها را ذکر می‏کنیم: 

الف – امیرالمؤمنین علی علیه السلام به فرزندش امام مجتبی چنین توصیه‏ می‏فرماید: “« و اکفف علیهن من ابصارهن بحجابک ایاهن ، فان شده الحجاب ابقی‏ علیهن ، و لیس خروجهن باشد من ادخالک علیهن من لا یوثق به علیهن و ان‏ استطعت ان لا یعرفن غیرک فافعل » ”
یعنی تا می‏توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه ، زن را حفظ نمی‏کند. همانطور که بیرون رفتن‏ آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج خانه برایشان مضر و خطرناک است ، وارد کردن تو مرد بیگانه را بر او در داخل خانه و اجازه‏ معاشرت در داخل خانه نیز مضر و خطرناک است . اگر بتوانی کاری کنی که‏ جز تو مرد دیگری را نشناسند چنین کن. 

این یک توصیه اخلاقی است. علماء اسلام این جمله را به شکل یک توصیه‏ اخلاقی تلقی کرده‏اند. اگر ما بودیم و چنین تعبیراتی، بدون شک آنچه‏ استنباط می‏شد بیش از “توصیه اخلاقی” بود، بلکه بیش از لزوم ستر وجه‏ و کفین بود، آنچه استنباط می‏شد همان است که ما از آن به حبس زن در خانه تعبیر کرده‏ایم. ولی علت این که فقها به مضمون چنین جمله‏ها فتوا نداده‏اند ادله قطعی دیگر از آیات و روایات و سیره معصومین برخلاف مفاد ظاهر این تعبیرات است و به اصطلاح ظاهر این جمله‏ها “معرض عنه” اصحاب است.  لذا این جمله‏ها حمل به توصیه اخلاقی شده است و ارزش‏ اخلاقی دارد نه فقهی.
 
آن چه فقها از امثال این جمله‏ها استنباط کرده‏اند این است که این گونه‏ جمله‏ها ارشاد به حقیقتی روحی و روانی در روابط دو جنس است و شک نیست‏ که حقیقتی را بیان می‏کند. رابطه زن و مرد اجنبی، سخت خطرناک است، گلی است که پیلان بر آن می‏لغزند.
آن چه اسلام لااقل به صورت یک امر اخلاقی توصیه می‏کند این است که تا حد ممکن اجتماع مدنی غیر مختلط باشد.

جامعه امروز زیان های اجتماع مختلط را به چشم خود می‏بیند. چه لزومی‏ دارد که زنان فعالیت های خود را به اصطلاح “دوش به دوش” مردان انجام دهند. آیا اگر در دو صف جداگانه انجام‏ دهند نقصی در فعالیت و راندمان کار آنان رخ می‏دهد؟ 

اثر این دوش به دوش‏ها این است که هر دو همدوش را از کار باز می‏دارد و هر یک را به جای توجه به کار متوجه ” همدوش” می‏کند، تا آنجا که‏ غالبا این همدوشیها به هماغوشی منتهی می‏گردد. 

ب – حدیثی است از حضرت زهرا علیها السلام. هر چند فقهاء بدین حدیث‏ استناد نمی‏کنند اما می‏تواند توجیه صحیحی داشته باشد.
خلاصه حدیث این است: روزی رسول خدا از مردم پرسیدن: چه چیز برای زن از هر چیز بهتر است ؟ کسی نتوانست پاسخ بگوید. حسن بن علی علیه السلام کودک و در مجلس حاضر بود. قصه را برای مادرش زهرا سلام الله علیها نقل کرد. زهرا فرمود : از همه چیز بهتر برای زن این است که مرد بیگانه‏ای را نبیند و مرد بیگانه‏ای هم او را نبیند.”

این حدیث نیز توصیه اخلاقی است و ارجحیت دور بودن زن و مرد را بیان‏ می‏کند. ما قبلا گفته‏ایم تمام ترخیص(مجاز شمردن) های اسلامی در این زمینه به خاطر جلوگیری از حرج و مضیقه است. ارجحیت اخلاقی پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حریم میان آن دو در حدود امکان، سر جای خود باقی است. 

ج – رسول اکرم به علی علیه السلام فرمود: “«یا علی اول نظره لک و الثانیة علیک لا لک»” یعنی اولین نگاه مفت تو است ، اما نگاه دوم به زیانت می‏باشد نه به سودت.

در این که این حدیث در مقام بیان حکم است یا در مقام بیان اثری که‏ طبعا در نگاه هست اختلاف نظر است. برخی مانند محقق صاحب شرایع و علامه‏ حلی گفته‏اند این حدیث متعرض حکم نظر است. مفاد حدیث این است که نگاه‏ اول جایز است و نگاه دوم حرام. بعضی دیگر گفته‏اند مقصود این است که نگاه‏ عمدی مطلقا حرام است. نگاه اول، از آن نظر جایز است که عمدی نیست. 

ولی حقیقت این است که این حدیث در مقام توصیه ترک نظر شهوانی و تلذذی‏ است که قطعا حرام است و از محل بحث خارج است. این حدیث می‏خواهد این‏ مطلب را بگوید که انسان چشمش به زنی می‏افتد و احیانا خوشش می‏آید می‏خواهد بار دوم نگاه کند و لذت ببرد. نوبت اول چون تلذذ غیر عمدی‏ است مانعی ندارد، اما نوبت دوم چون به قصد تلذذ است جایز نیست. 

د – امام صادق فرمود: “«النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم نظره‏ اورثت حسره طویلة»” . یعنی نگاه کردن تیری است زهرآلود از ناحیه شیطان. چه بسیارند نگاه هائی که بعدها حسرت ها و تأسف های طولانی به‏ دنبال خود آورده‏اند. 

در حدیث دیگر آمده است: “«زنا العینین النظر»” یعنی‏ زنای دو چشم نگاه کردن است.
 
این دو حدیث نیز ناظر به نگاه های شهوت‏آلود است، و ممکن است توصیه‏ اخلاقی باشد به احتیاط.

نه حبس و نه اختلاط 

از آن چه مجموعا بیان شد ، معلوم گشت آن چه اسلام می‏گوید نه آن چیزی است‏ که مخالفان اسلام ، اسلام را بدان متهم می‏کنند ، یعنی محبوسیت زن در خانه‏ ، و نه نظامی است که دنیای جدید آن را پذیرفته است و عواقب شوم آن را می‏بیند ، یعنی اختلاط زن و مرد در مجامع . 

حبس کلی زن در خانه ، نوعی مجازات بود که به طور موقت در اسلام برای‏ زنان بدکار مقرر شد:«و اللاتی یأتین الفاحشة من نسائکم فاستشهدوا علیهن اربعة منکم فان‏ شهدوا فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفاهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا»- زنانی از شما که مرتکب زنا می‏شوند ، چهار شاهد بر آنان بگیرید. اگر چهار شاهد شهادت دادند ( به ترتیبی که به تفصیل در سنت بیان شده و فقه‏ متصدی آن است ) آنان را در خانه حبس کنید تا عمرشان به پایان رسد یا خدا راه دیگری بر ایشان معین کند.

مفسران می‏گویند : مقصود از راه دیگر اشاره بدین است که این حکم موقت‏ است و در آینده حکم دیگری برای آنان خواهد آمد . آیه ۲ از سوره نور که‏ حکم زانی و زانیه را بیان کرده است همان است که این آیه با اشاره آنرا وعده داده است. مقصود این است که اسلام ، با اختلاط مخالف است نه با شرکت زن در مجامع‏ و لو با حفظ حریم.

اسلام می‏گوید : نه حبس و نه اختلاط بلکه حریم . سنت جاری مسلمین از زمان رسول خدا همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع‏ نمی شده‏اند ولی همواره اصل ” حریم ” رعایت شده است . در مساجد و مجامع ، حتی در کوچه و معبر ، زن با مرد مختلط نبوده است . شرکت مختلط زن و مرد در برخی مجامع ، مانند برخی مشاهد مشرفه که در زمان ما محل‏ ازدحام فوق العاده است برخلاف مرضی شارع مقدس اسلام است.
 
فتواها 

تا اینجا ادله موافق و مخالف پوشش و نظر، و هم روش دقیق و معتدل‏ اسلام در مجموع روابط زنان و مردان طبق مدارک کتاب و سنت روشن شد و معلوم شد ادله مزبور عدم وجوب ستر وجه و کفین را مدلل می‏سازد و هم جایز بودن نگاهی را که از روی تلذذ نباشد و ریبه‏ای هم در کار نباشد تقویت‏ می‏کند. 

اکنون باید ببینیم فتواها چیست؟ هر کس می‏خواهد بداند علمای اسلام از صدر اول تاکنون در این دو مسأله مهم چگونه فتوا داده‏اند ؟ اولا نظر فقهای اسلام درباره پوشش وجه و کفین چیست؟ و ثانیا درباره‏ نظر چه نظری دارند؟ 

در این که پوشیدن وجه و کفین لازم نیست ظاهرا در میان تمام علمای اسلامی‏ اعم از شیعه و سنی اختلافی نیست. فقط یک نفر از علمای اهل تسنن به نام‏ ابوبکر بن عبدالرحمن بن هشام نظر مخالف دارد. آنهم معلوم نیست که‏ نظرش در مورد نماز است یا در مورد نا محرم. 

درباره چهره هیچگونه اختلافی نیست، احیانا بعضی از علماء درباره دست ها تا مچ و یا درباره پاها تا ساق، اختلاف کرده‏اند که آیا جزء استثناء هست‏ یا نیست؟ در میان مسائل فقهی شاید کمتر مسأله‏ای این چنین پیدا شود که این گونه‏ مورد اتفاق نظر میان علمای اسلام اعم از شیعه و سنی بوده باشد.
 
پیش از آن که نقل اقوال کنیم دو مطلب باید ذکر شود: یکی اینکه مسأله‏ پوشش را فقهاء در دو جا طرح می‏کنند. یکی در باب نماز، از باب اینکه‏ در نماز واجب است که زن تمام بدن خویش را بپوشاند، خواه نا محرمی‏ وجود داشته باشد و یا وجود نداشته باشد. در این جا این سؤال پیش می‏آید که آیا وجه و کفین هم در نماز باید پوشیده باشد یا نه؟ دیگر در باب‏ نکاح، به مناسبت بحث از اینکه خواستگار تا چه حدودی حق دارد به زن‏ مورد نظر خود نگاه کند. در اینجا نیز معمولا یک بحث کلی درباره پوشش و یا درباره جواز و عدم جواز نظر می‏شود. 

علیهذا از نظر فقه دو نوع “ستر” داریم: ستر صلاتی، یعنی پوششی که‏ در نماز باید به کار برده شود که البته شرائطی دارد از قبیل اینکه پاک‏ باشد، غصبی نباشد و غیره. و ستر غیر صلاتی که در مقابل مردان بیگانه‏ باید رعایت شود و شرائط خاص نماز را ندارد. بعدا خواهیم گفت که ظاهرا اختلافی نیست در اینکه ستر صلاتی و غیر صلاتی از نظر مقدار و حدود پوشش با هم تفاوت ندارند.

مطلب دوم اینکه فقهاء اصطلاحی دارند، می‏گویند : بدن زن، جز چهره و دو دست، “عورت” است. ممکن است این تعبیر در نظر بعضی‏ها زننده جلوه کند روی این جهت که بگویند: :”عورت” یعنی یک‏ چیز زشت و مستقبح. آیا از نظر فقه اسلامی بدن زن جز چهره و دو دست یک‏ چیز زشت و مستقبح است؟ ! پاسخ اینست که کلمه “عورت” به معنی یک چیز زشت و قبیح نیست. 

لهذا به هر امر زشت و قبیحی “عورت ” گفته نمی‏شود و متقابلا کلمه ” عورت ” در مواردی به کار برده می‏شود که هیچگونه مفهوم قبح و زشتی ندارد. 

مثلا در قرآن کریم ، در داستان غزوه احزاب که اشاره به بهانه جوئی برخی‏ ضعیف الایمان‏ها می‏کند می‏فرماید: ” « و یستأذن فریق منهم النبی و یقولون‏ ان بیوتنا عوره و ما هی بعوره ان یریدون الا فرارا » ”
یعنی یک‏ دسته از آنان از پیغمبر اجازه مراجعت می‏خواهند و می‏گویند خانه‏هامان بی‏ حفاظ است، حصار کافی ندارد و حال آنکه خانه‏هایشان بی حفاظ نیست، جز فرار قصدی ندارند. 

در اینجا کلمه “عورت” در مورد خانه به اعتبار بی حفاظ بودن آن به‏ کار رفته است و بدیهی است که هیچگونه مفهوم قبح و زشتی در اینجا وجود ندارد. در آیه ۵۹ سوره نور که قبلا تفسیر شد، سه وقت خلوت: قبل از نماز صبح، نیمروز، بعد از عشاء، به اعتبار اینکه افراد در این وقت‏ لباس ها را از تن بیرون می‏آورند و حفاظی ندارند به نام ” سه عورت” خوانده شده است. 

صاحب مجمع البیان که از لحاظ شکافتن معانی لغتها در میان مفسران بی‏ نظیر و در میان غیر مفسران کم نظیر است در ذیل آیه ۱۴ سوره احزاب آنجا که لغت را معنی می‏کند می‏گوید” :و العوره کل شی‏ء یتخوف منه فی ثغر او حرب . و مکان معور و دار معوره اذا لم تکن حریزه”
یعنی عورت به هر چیز آسیب‏پذیر که مورد نگرانی است گفته می‏شود، از قبیل نقاط سرحدی و یا یک امر مربوط به جنگ‏. مکان معور و خانه معور یعنی خانه‏ای که استحکام ندارد و آسیب‏پذیر است‏.

پس معلوم می‏شود این تعبیر فقهی مشتمل بر نوعی تحقیر نمی‏باشد. به زن‏ از آن جهت “عورت” گفته می‏شود که مانند خانه‏ای بی‏حصار است و آسیب‏ پذیر می‏باشد و باید در حصار پوشش قرار گیرد.
اکنون برویم بر سر نقل اقوال فقهاء. علامه در تذکره الفقهاء، کتاب‏ الصلاه می‏فرماید: ” جمیع بدن زن عورت است جز چهره، به اجماع جمیع علماء در جمیع‏ شهرها، جز ابوبکر بن عبدالرحمن بن هشام که تمام بدن زن را عورت دانسته‏ است و سخن او به حکم اجماع مردود است. از نظر علماء ما ( شیعه) دو دست تا مچ نیز مانند چهره است و عورت نیست. مالک بن انس و شافعی و اوزاعی و سفیان ثوری در این جهت با علماء شیعه هم عقیده‏اند زیرا ابن‏ عباس در تفسیر سخن خدا: «و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها» وجه‏ و کفین را توأما جزء استثناء شمرده است. اما به عقیده احمد حنبل و داود ظاهری کفین باید پوشیده شود. و سخن ابن عباس کافی است در رد سخن آنها” .
علامه بعد سخن خود را درباره قدمین ادامه می‏دهد که آیا باید پوشیده بماند یا نه؟ 

چنان که ملاحظه می‏شود فقهاء اسلام در باب ستر صلاتی به آیه سوره نور تمسک‏ می‏کنند که مربوط به نماز نیست، زیرا آنچه در نماز لازم است پوشیده شود همان است که در مقابل نا محرم باید پوشیده شود. و شاید اگر بحثی باشد در این است که آیا در نماز، زائد بر آنچه در مقابل نا محرم باید پوشیده‏ شود لازم است پوشیده شود یا نه؟ اما در اینکه آنچه در نماز لازم نیست‏ پوشیده شود در مقابل نا محرم هم لازم نیست پوشیده شود، بحثی نیست. 

ابن رشد، فقیه و طبیب و فیلسوف معروف اندلسی در کتاب بدایة المجتهد می‏گوید: ” عقیده اکثر علماء بر این است که بدن زن جز چهره و دو دست تا مچ، عورت است. ابوحنیفه معتقد است که قدمین نیز عورت شمرده نمی‏شود. و ابوبکر بن عبدالرحمن بن هشام معتقد است که تمام بدن زن بلا استثناء عورت‏ است” .

در کتاب الفقه علی المذاهب الخمسة تألیف شیخ جواد مغنیة می‏گوید: ” علمای اسلام اتفاق نظر دارند که بر هر یک از زن و مرد لازم است آنچه‏ را در خارج نماز باید بپوشد، در حال نماز هم باید بپوشد. اختلاف در این است که آیا در نماز مقداری زائد بر آنچه در خارج نماز باید پوشیده شود لازم است پوشیده شود یا نه؟ 

آن چه در زن مورد بحث است این است که آیا پوشیدن وجه و کفین یا مقداری از آنها در نماز لازم است – پوشیده شود – با آنکه در خارج نماز لازم نیست – یا لازم نیست؟ و آنچه در مرد مورد بحث است اینست که آیا زیاده بر ما بین ناف و زانو لازم است‏ در نماز پوشیده شود؟
آنگاه چنین می‏گوید: به عقیده علمای شیعه امامیه بر زن در حال نماز همان قدر واجب است‏ بپوشد که در غیر نماز باید از نا محرم بپوشد. “ 

نقل سخنان علماء در این زمینه به طول می‏انجامد. علمای گذشته در کتابهای خود اگر بحث کرده‏اند به همین گونه نظر داده‏اند که گفته شد.
معمولا فقهاء مسأله پوشش را در باب «صلاه» و مسأله نظر را در باب «نکاح‏» متعرض شده‏اند. 

عجیب اینست که بعضی از بزرگان فقهاء معاصر پنداشته‏اند که عقیده علامه‏ در تذکره اینست که پوشیدن چهره واجب است، و این اشتباه است. 

علامه در تذکره در مسأله جواز نظر با دیگران اختلاف دارد چنانکه خواهیم‏ گفت، نه در مسأله پوشش.

اما مسأله جواز و عدم جواز نظر: علامه در تذکره الفقهاء کتاب النکاح‏ می‏گوید “نظر مرد به زن یا به واسطه حاجت و ضرورت است ( مانند کسی که قصد خواستگاری دارد ) یا حاجت و ضرورتی در کار نیست. اگر حاجت و ضرورت در کار نیست، نظر به غیر وجه و کفین جایز نیست. اما وجه و کفین: اگر خوف فتنه در کار است نظر به آنها نیز جایز نیست و اگر خوف فتنه در کار نیست، به عقیده شیخ طوسی مانعی ندارد ولی مکروه‏ است. اکثر شافعیه نیز همین عقیده را دارند ولی به عقیده بعضی از شافعیه‏ نظر به وجه و کفین حرام است “. 

علامه پس از آنکه ادله این عده از شافعیه را نقل می‏کند می‏گوید: ” به عقیده من نیز نظر بر وجه و کفین حرام است “. 

محقق در شرایع می‏گوید: نظر به چهره و دو دست یک بار جایز است و تکرارش جایز نیست. شهید در لمعه، و علامه در بعضی کتابهایش همین‏ عقیده را انتخاب کرده‏اند. 

مجموعا در باب نظر بر وجه و کفین سه قول است:
الف – ممنوعیت مطلقا. علامه در تذکره و چند نفر معدود دیگر و از آن جمله صاحب جواهر این عقیده را انتخاب کرده‏اند.
ب – جواز نظر یک نوبت و ممنوعیت تکرار نظر. محقق در شرایع و شهید اول در لمعه و علامه در بعضی دیگر از کتبش تابع این نظرند.
ج – جواز مطلقا. شیخ طوسی، کلینی، صاحب حدائق، شیخ انصاری، نراقی‏ در مستند و شهید ثانی در مسالک این نظر را تأیید می‏کنند. شهید ثانی در مسالک، این قول را تأیید و ادله‏ای که شافعیه بدان تمسک کرده‏اند و مورد پسند علامه واقع شده است رد می‏کند. ولی در آخر می‏گوید: “شک نیست که‏ قول به تحریم طریق احتیاط و سلامت است.” 

تا اینجا عقیده قدمای علمای اسلام را درباره پوشش و هم درباره نظر ذکر کردیم. 

اما علمای متأخر:
مرحوم آیة الله سید محمد کاظم طباطبائی یزدی در عروه الوثقی راجع به‏ مسأله پوشش در غیر نماز می‏گوید :
” بر زن واجب است تمام بدن خویش را جز وجه و کفین، از غیر محارم‏ بپوشد.”
درباره مسأله نظر می‏گوید: ” بر مرد جایز نیست نظر به زن اجنبی، همچنانکه بر زن جایز نیست نظر به مرد اجنبی. جماعتی وجه و کفین را استثناء کرده گفته‏اند مطلقا نظر بر آنها جایز است. بعضی دیگر گفته‏اند نظر یک بار جایز است و بیش از یک‏ بار جایز نیست. احوط ممنوعیت است مطلقا. “ 

اما فقهای متأخر و معاصر غالبا در این دو مسأله از اظهار نظر صریح در رساله‏های عملیه خودداری کرده‏اند و معمولا طریق احتیاطی می‏پویند.
در میان علمای متأخر و معاصر حضرت آیة الله حکیم دامت برکاته در رساله منهاج الصالحین چاپ نهم، کتاب النکاح، مسأله سوم، فتوای صریح‏ دارند و وجه و کفین را صریحا استثناء می‏کنند. ایشان می‏فرمایند: ” جایز است نظر به کسی که قصد تزویج او را دارد. همچنین جایز است‏ نظر به زنان اهل ذمه – به شرط عدم تلذذ – و همچنین زنان بی‏پروا که نهی‏ آنها اثر ندارد – به شرط عدم تلذذ- و همچنین زنانی که به وجهی محرم می‏باشند. و نظر به غیر اینها حرام است مگر بر چهره و دو دست‏ تا مچ، آنهم به شرط عدم تلذذ. “ 

بی‏گمان حس احتیاط یکی از موجبات پرهیز از فتوای به جواز نظر و عدم‏ لزوم پوشش است. هر کسی در وجدان خود می‏داند که دو خصیصه یکی در مرد و یکی در زن وجود دارد. در زن علاقه شدید به تبرج و خودآرائی و خودنمائی، و در مرد هوس چشم چرانی و نظر بازی. به قول مجله توفیق: اینکه شعراء زن را به سرو تشبیه کرده‏اند نه از جهت اعتدال قامت است بلکه از این‏ جهت است که زن مانند سرو، تابستان و زمستان ندارد، زمستان و تابستان‏ برهنه و عریان بیرون می‏آید و از آسیب سرما باکش نیست. 

در مورد صفت خودنمائی زنان و خصیصه چشم چرانی مردان ، ویل دورانت‏ می‏نویسد: ” در میان اعمال انسانی عجیب‏تر از این نیست که مردان پیرانه سر به‏ دنبال زنان بیفتند و زنان تا دم گور آماده معشوق شدن و محبوب بودن باشند. در رفتار انسانی امری پایدارتر و ثابت‏تر از نگاه مردان به زنان نیست‏. ببین این جانور مکار چگونه مراقب شکار خویش است در حالی که خود را به خواندن روزنامه مشغول داشته است. گوش به گفتارش فرادار و ببین که‏ چگونه درباره صید جاودانی اوست. خیال و تصورش را در نظر آر که چگونه‏ پروانه‏وار به دور شمع می‏چرخد، چرا؟ این امر چگونه صورت می‏گیرد؟ ریشه‏های این میل عمیق در چیست و چه مراحلی را می‏پیماید تا به مرحله شکوه‏ و جنون فعلی خود می‏رسد؟ “ 

آری این حقیقت را که گفتیم نمی‏توان از نظر دور داشت، و از طرفی می‏دانیم که اصل عفاف و تقوا به طور قطع یکی از اصول مسلم اسلام‏ و از پایه‏های قوانین اجتماع منزلی است.

کلیدواژه ها: