جوک و اس ام اس شماره ۲

۱ اسفند ۱۳۸۹
4 بازدید

یارو میخواسته بره سر خاک باباش. گل فروشی بسته بوده میره کمپوت می خره…… ============================  یه روز ملا نصر الدین داشت از یک درخت چنار بالا میرفت پرسیدند چرا بالا میری؟ گفت میرم توت بخورم، گفتند اینکه در خت توت نیست!!!!!!!!!!!! گفت تو جیبم توت ریختم برم اون بالا بخورم!!!! ============================  یه روز یه نفر [...]

یارو میخواسته بره سر خاک باباش. گل فروشی بسته بوده میره کمپوت می خره……

============================ 

یه روز ملا نصر الدین داشت از یک درخت چنار بالا میرفت پرسیدند چرا بالا میری؟ گفت میرم توت بخورم، گفتند اینکه در خت توت نیست!!!!!!!!!!!! گفت تو جیبم توت ریختم برم اون بالا بخورم!!!!
============================ 

یه روز یه نفر یه طوطی رو میبره به بازار و شروع میکنه به معرکه گیری برای فروش طوطی. میگه: این طوطی چند زبان خارجی بلده!! پای راستش رو بکشی انگلیسی حرف میزنه! پای چپش رو بکشی فرانسوی حرف میزنه! یهو یکی از توی جمعیت پرسید: اگه دوتا پاش رو بکشیم چی میشه.. طوطی گفت: الاغ جون اونوقت میخورم زمین…

===========================
 
توی یه عروسی یکی داشته رقص هلیکوپتـری میزده، جو می گیردش آرپیجی میزنه!
=========================== 

غضنفر می ره و در یخچال رو باز می کنه و می بینه ژله هه داره مثل بید می لرزه، بهش می گه: نترس میخوام پنیر بخورم….

=========================== 

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم….

کلیدواژه ها: